الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

382

إحياء علوم الدين ( فارسى )

به غير تعلّم و هدى به غير هداية فليزهد في الدّنيا ، اى ، هر كه خواهد كه حق تعالى او را علمى دهد بى تعلم ، و راه راستى بى هدايت ، گو در دنيا زاهد شو . و گفت : من اشتاق إلى الجنّة سارع الى الخيرات و من خاف من النّار لها عن الشّهوات و من ترقّب الموت ترك اللّذّات و من زهد في الدّنيا هانت عليه المصيبات ، اى ، هر كه هميشه آرزومند بهشت شود در خيرات مسارعت نمايد ، و هر كه از آتش بترسد از شهوتها روى بگرداند ، و هر كه مرگ را چشم دارد لذتها بگذارد ، و هر كه در دنيا زاهد شود مصيبتها بر او آسان گردد . و عيسى و پيغامبر ما - صلوات اللّه عليهما - گفتند : أربع لا يدركن الاّ بعجب : الصّمت و هو اوّل العبادة و التّواضع و كثرة الذّكر و قلّة الشّيء ، اى ، چهار چيز در يافته نشود مگر به عجب : خاموشى ، و آن اوّل عبادت است ، و تواضع و بسيارى ذكر و اندكى چيز . و جميع خبرها كه در ستايش دشمنى دنيا و نكوهش دوستى آن وارد شده است امكان حصر ندارد . چه پيغامبران را - عليهم السلام - جز براى آن نفرستاده‌اند كه مردمان را از دنيا سوى آخرت آرند ، پس بيشتر سخن ايشان با خلق بدان باز گردد . و در آن چه آورديم كفايتى است . و اما آثار در اثر است كه هميشه لا إله الاّ اللّه خشم خداى از بندگان دفع كند ما دام كه باك ندارند از چيزى كه دنياشان كم كند . و در روايتي ديگر : ما دام كه صفقه « 105 » دنيا بر دين نگزينند ، و چون آن بكنند و لا إله الاّ اللّه گويند ، خداى - عز و جل - گويد : دروغ گفتند ، در آن صادق نيستند . و يكى از صحابه گفت : همهء كارها را متابعت كرديم ، در كار آخرت هيچ چيز را مبالغ‌تر از زهد در دنيا نديديم . و يكى از صحابه گفت متقدمان تابعين را كه عمل و اجتهاد شما بيش از عمل و اجتهاد ياران پيغامبر است - عليه السلام - و ايشان به از شما بودند . گفتند : اين چرا ؟ گفت : ايشان در دنيا زاهدتر بودند از شما . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : الزّهادة في الدّنيا راحة القلب و الجسد ، اى ، بىرغبتى در دنيا راحت دل و تن است . و بلال بن سعد گفت : گناه آن بسنده است كه حق تعالى ما را در دنيا زهد مىفرمايد و ما در آن رغبت مىنماييم . و مردى سفيان را گفت : آرزو دارم كه عالمى زاهد را بينم . گفت : اى بيچاره ، آن گم شده‌اى است كه يافته نشود . وهب بن منبّه گفت كه بهشت را هشت در است ، و چون اهل بهشت سوى آن روند ، دربانان گويند : به عزت پروردگار ما [ 289 ] كه پيش از زاهدان دنيا و عاشقان بهشت ، در آن كسى در نيايد . و يوسف بن أسباط گفت : سه چيز آرزو دارم از خداى : آن كه در وقت مردن يك درم ملك من نباشد ، و بر من وام نه ، و بر استخوان من گوشت نه . و اين هر سه بيافت .

--> ( 105 ) صفقه ، بيع ، سودا .